X
تبلیغات
رایتل

آنتی ماسون

رسوا کننده صهیونیسم

فراماسونری توهم یا واقعیت؟؟؟

انجمن های سری،توهم یا واقعیت؟
فراماسونری

بخش ارتباطات- گویا اتفاقات دنیای مدرن امروز، به راحتی قابل درک نیست. لذا برخی از متفکران بر این باور هستند که بسیاری از حوادث این جهان، محصول توطئه هایی از پیش تعیین شده است. البته در آنطرف نیز گروه دیگری هستند که این اعتقاد را قبول نداشته و اینها را توهم توطئه می دانند. اما فارغ از این دو نظریه مخالفین و موافقین بر سناریو بودن برخی از اتفاقات اجماع دارند. شاید شواهد موجود در رابطه با برخی از اتفاقات در سطح دنیا، و برخی از سرگرمی هایی که زندگی روزمره ما را احاطه کرده است، این مدعا را به اثبات برساند که در پشت این حوادث توطئه ای در کار است. برای اثبات این مدعا حرف و سخن بسیار است اما در این میان عده ای از نویسندگان در مورد برخی از شواهد مربوط به این موضوع، نکاتی را ذکر کرده اند.

مثلا نویسنده کتاب "معماران فریب" در اثر خود، ادعایی را مطرح کرده مبنی بر این که شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ارتباطی میان مکتب فراماسونری و یهودیت وجود دارد. این کتاب اثری است از "هنری مکوو" استونیایی که در نقد فراماسونری به همراه ارائه تاریخچه ای از این مکتب، نوشته شده است. در این اثر نویسنده به ذکر برخی از شواهد برجسته از این گروه می پردازد. نویسنده تا جایی پیش می‌رود که شکل گیری تمدن مدرن غربی از جمله تمام عناصر و مختصات اصلی آن همچون کمونیسم، لیبرالیسم، گلوبالیسم و حتی ظهور هیتلر و رویداد یازده سپتامبر را محصول توطئه‌های پیچیده و مخفی ماسونی‌ها می‌داند.

به اعتقاد مکوو، احتمالا بانکداران پرنفوذ یهودی با استفاده از عوامل خود توانسته‌اند فلسفه‌ای به نام فراماسونری را شکل و انتشار دهند.

نظم نوین جهانی همان آرزویی که سالها فکر ابرقدرتها را به خود مشغول داشته و به دنبال تحقق چنین ایده ای در سطح جهانی، اقدامات مختلفی صورت داده اند. برای استقرار نظم نوین جهانی می بایست نوعی یکسان سازی افکار صورت گیرد. باید به سرکوب برخی از اعتقادات پرداخت تا بدین وسیله به تولد فکری تازه دست پیدا کرد

صرفنظر از درستی یا اشتباه ادعای مکوو به نظر می رسد تاریخ مدرن به حدی پیچیده و تو در توست که شناخت مختصات متعدد آن امری دشوار است و نویسنده کتاب معماران فریب در پی روشن سازی برخی از این مختصات است. به این ترتیب به ذکر تاریخچه ای ششصد صفحه ای از فراماسونری می پردازد.

فراماسونری

طبق گفته های وی، در اصل، بخش بزرگی از جامعه غربی به گروه نخبه مالی یهودی در پذیرش فراماسونری پیوسته است؛ فراماسونری، فلسفه‌ای است که آرزوی مرگ تمدن را دارد. فراماسون‌ها می‌پندارند که آنها به شکلی از کشتار و رنج ناشی از استقرار «نظم نوین جهانی» خود، منتفع خواهند شد.

طبق نظر نویسنده، «هدف اولیه فراماسونری مدرن، ایجاد یک نظم نوین جهانی است، یک معبد سلیمان معنوی که در آن افراد غیر عضو چیزی جز برده نیستند و... در آن انسان‌ها در پیشگاه یهوه قربانی می‌شوند».

نظم نوین جهانی همان آرزویی که سالها فکر ابرقدرتها را به خود مشغول داشته و به دنبال تحقق چنین ایده ای در سطح جهانی، اقدامات مختلفی صورت داده اند. برای استقرار نظم نوین جهانی می بایست نوعی یکسان سازی افکار صورت گیرد. باید به سرکوب برخی از اعتقادات پرداخت تا بدین وسیله به تولد فکری تازه دست پیدا کرد.

در جامعه مدرن قلمرو های متعددی برای آموزش و تربیت تفکر افراد موجود است. تربیتی که انسانها را هر چه بیشتر به خود وابسته سازد. برای آنها عرصه های دوست داشتنی فراهم کند و چنان وابستگی در آنها ایجاد کند که هر کس گرفتار آن چیزی باشد که برایش لذت و سرگرمی به دنبال دارد. سپس با گذشت زمان این وابستگی به گونه ای می شود که گویا هر کس زندانی برای خویش ساخته و به شدت به زندان خود علاقه مند و وابسته است.

فراماسونری هم می تواند یک زندان باشد. زندانی از اندیشه های مخرب که افراد را به اسارت می گیرد و در خود نگه می دارد.

اما بازگردیم به محتوای کتاب معماران فریب. به اعتقاد نویسنده، صهیونیسم رویه دیگر فراماسونری است و در اصل این بانکداران متنفذ یهودی بوده‌اند که با استفاده از عوامل خود توانسته‌اند فلسفه‌ای به نام فراماسونری را شکل و انتشار دهند.

آنان این طور وانمود می کنند که این جنبش‌های«انقلابی و مترقی جهانی» همگی بازتاب سرپیچی ابلیس علیه قوانین خدا و طبیعت هستند که در قلب فراماسونری جای دارد. آنها میلیون‌ها ایده آلیست زودباور را با ترویج اتوپیایی مبتنی بر ماتریالیسم و«خرد» اغفال کردند و«آزادی، برابری و اخوت»، «مالکیت عمومی» یا برخی دیگر از مهملات را به آنها دیکته کردند؛ کاری که «طعمه گذاری و جابه جایی» نام گرفته بود.

بر اساس برخی اطلاعات گویا سه چهارم رئیس جمهورهای ایالات متحده در قرن بیستم چون بوش و کری از ماسون‌ها بودند. در برخی اسناد تاریخی که قابل تامل و بحث کارشناسی است اسامی چون روزولت، چرچیل، لنین، تروتسکی و استالین در ارتباط با لژهای ماسون دیده می شود

علائم و نشانه هایی وجود دارد که به فراماسون ها مرتبط است. نشانه هایی که ممکن است بارها دیده باشیم و در معرض دیدگان ما قرار گرفته باشند. این نشانه ها را نویسنده این کتاب اینطور ذکر کرده است:

تصویر Great Seal ایالات متحده بر روی تک تک اسکناس‌های دلار، یک نماد ماسونی است. در هر طرف این هرم، سی و سه پله وجود دارد که نشانگر سی و سه درجه فراماسونری است. ماسون‌ها ایالات متحده را به عنوان پایگاهی برای پیشبرد اهداف خود برای چیرگی بر جهان انتخاب کردند.

به همین ترتیب نماد سازمان ملل متحد نیز یک نماد ماسونی است. در این نماد، جهان در شبکه ای متشکل از سی و سه فضای محاصره شده در برگ‌های اقاقیا که بر فعالیت شدید در فراماسونری دلالت دارد، گرفتار شده است.

فراماسونری

بر اساس برخی اطلاعات گویا سه چهارم رئیس جمهورهای ایالات متحده در قرن بیستم چون بوش و کری از ماسون‌ها بودند. در برخی اسناد تاریخی که قابل تامل و بحث کارشناسی است اسامی چون روزولت، چرچیل، لنین، تروتسکی و استالین در ارتباط با لژهای ماسون دیده می شود. البته ماسون بودن یا نبودن این افراد نیازمند تحقیقات مفصل و مستقلی دارد تا جایی که در برخی از نوشتارها بیشتر رهبران صهیونیست، گرهارد شرودر، ژاک شیراک، تونی بلر و صدام حسین فراماسون معرفی می شوند! درستی یا نادرستی این ادعاها بحثی است که در حوصله این نوشتار نیست.

نویسنده معماران فریب ادعا دارد که بیشتر از شش میلیون ماسون در سی و دو هزار لژ در سراسر جهان وجود دارند، از جمله دو و نیم میلیون نفر در آمریکا. در سال 1929 شصت و هفت درصد اعضای کنگره، ماسونی بودند. در انگلستان سیصد و شصت هزار ماسونی وجود دارند. بیشتر از پنج درصد قضات انگلیسی ماسونی هستند.

نویسنده این کتاب بر این باور است که «فراماسونری همان نقشی را در جامعه غربی ایفا می‌کند که حزب کمونیست در اتحاد جماهیر شوروی ایفا می‌کرد. بدون وابستگی به فراماسونری، هیچ شانسی برای رسیدن سریع به یک سمت دولتی ـ فارغ از میزان استعداد اشخاص ـ وجود ندارد».

به عقیده هنری مکوو، فراماسونرها نه تنها بر سیاست کنترل دارند، بلکه عملاً بر تک تک بخش‌های جامعه غربی از جمله علوم و فرهنگ نیز کنترل دارند. او می‌نویسد: «حیات فرهنگی فعلی عملاً ناخودآگاه شده است. ما شاهد شروع کهولت فرهنگی بوده‌ایم».

اینکه هنری مکوو و طرفداران نظریه او تا چه حد آمارهای واقعی را ارائه داده اند و تا چه حد اغراق کرده اند مطلبی است که در ادامه به آن پرداخته می شود اما آنچه که واضح است اینکه فراماسونری مکتبی است موجود که تاثیرات قابل توجهی در اتفاقات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی دنیا داشته و دارد.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 11:42 ب.ظ | نویسنده: آنتی ماسون | چاپ مطلب 3 نظر